و کجایی سهراب؟ خانه ی دوست فرو ریخت سرم!
آرزویم را دستی دزدید آبرویم را حرفی له کرد مانده ام عشق کجا مدفون شد؟
به چه جرمی غزلم را خواندن؟ به چه حقی همه را سوزاندن؟
گله دارم سهراب ....
دل من سخت گرفته است بگو هوس آدمها تا کجا قلب مرا می کوبد؟
تا کجا باید رفت تا ز چشمهای سیاه مخفی شد
دوست دارم بروم ... اینهمه خاطره را از دل من بردارید
عشق را جای خودش بگذارید
بگذارید به این خوش باشم
که به قول سهراب: پشت دریاها شهریست که در آن هیچکسی تنها نیست
عشق بازیچه ی آدمها نیست
زندگی عرصه ی ماتم ها نیست ....

برچسب: کجایی سهراب,كجايي سهراب,کجایی سهراب آب را گل کردند,سهراب کجایی که,تو کجایی سهراب,تو کجایی سهراب قایقت جا دارد,پس کجایی سهراب,و کجایی سهراب,شعر تو کجایی سهراب,وای سهراب کجایی آخر؟,
نویسنده: سارا فراهانی